خرید بک لینک

صبح میخندد و من گریه کنان از غم دوست

ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست

بر خودم گریه همیآید و بر خنده تو

تا تبسم چه کنی بیخبر از مبسم دوست

ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی

که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست

گو کم یار برای دل اغیار مگیر

دشمن این نیک پسندد که تو گیری کم دوست

برچسب: نویسنده: پارسا حکیمی تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 14:23

صفحه بندی